شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 128
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
ميانهء آباديها است در دشواريها برابر خرد سر فرود مىآورند . و آنان در روزگار خسروان آيينهاى پسنديدهاى داشتند و آدابى كه از آنها به يادگار داريم . آنان در آبادانى كشور هم بسيار كوشا بودهاند ولى فشار دينى مغان و سختگيرى فرمانروايان آنان را از خردپژوهى و فلسفه دور مىداشت و ناگزير بودند در برابر خدايگانگان به روش دهگانى زندگى كنند و زير بار ستمچيرگان باشند تا روزگار كمك كرد و آنها توانستند از گزند برهند و آزادانه بينديشند . شهرستانى در الملل و النحل ( ص 156 چاپ سنگى ) نيز مىگويد كه فيلسوفان اسلامى همان فيلسوفان ايرانند و از خردمندان ايرانى پيش از اسلام گفتارى فلسفى نياوردهاند ، چه دانش و خرد آنان همهاش از دين و پيامبرى بوده خواه از آيين كهن خود آنها يا مردم ديگر . عامرى و شهرستانى از پيشينهء آشنايى ايرانيان با انديشهء فلسفى اسكندرانى و آيين ترسايى در دانشگاههاى ادس و نصيبين و حران و جنديشاپور و قنسرين و تيسفون گويا آگاهى درستى نداشتند و گر نه ايرانيان از ديرباز در زبانهاى پهلوى و سريانى با فلسفه آشنا شده بودند و فرهنگ فلسفى آنان در آموزشگاههاى بغداد و مرو و جاهاى ديگر دنبالهء آن آگاهى پيشين آنها است . عامرى نيشابورى در الامد الى الابد ( ص 56 و 86 ) از « العناية و الدراية » و التوحيد و المعاد خود ياد كرده است و نام دفتر نخستين را در صوان الحكمة ( 308 بدوى و 128 دونلپ ) مىبينيم ولى بجاى دومى آمده است « كتبه فى الطبيعيات و فى ما بعد الطبيعة » ( ب 92 : د 10 ) او در العناية و الدراية بايستى از رسالهء اسكندر بهره برده باشد . بندهايى از عنايت اسكندر در البحث ( كرواس 2 : 325 ) جاير دربارهء شفاف نبودن ستارگان تا جهان سرد نشود ، ديده مىشود ،